قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2650

تاريخ الفي ( فارسى )

مشاهير قلاع آن سرحدّ بود ، متوجّه آن صوب گشت و جناح الدّوله بر اين حال اطلاع يافته به جمع سپاه فرمان داد و مىخواست كه خود به جنگ ضجيل رفته او را بالكليّه مستأصل گرداند . اتّفاقا ، قبل از آنكه جناح الدّوله بيرون رود روز جمعه در مسجد جامع يكى از باطنيّه در زىّ صوفيّه درآمده خود را به جناح الدّوله رسانيده به يك ضرب كارد او را از جملهء اموات گردانيد . گويند كه آن شخص را ملك رضوان بن تتش فرستاده بود . و اللّه اعلم بحقايق . و چون ضجيل خبر فوت جناح الدّوله را شنيد فى الحال از محاصرهء حصن اكراد برخاسته روى به حمص نهاد . به مجرّد رسيدن ، تمامى ولايات و اعمال جناح الدّوله را به حوزهء تصرّف خود آورد . و در ماه جمادى الآخر يكى از قمصان ، يعنى از امراى فرنگ ، به عزم تسخير بلدهء عكّه آمده شهر را محاصره نمود و از اطراف و جوانب آن شهر منجنيقها نصب نموده كار بر اهالى آنجا به تنگ آورد ؛ و او را شانزده كشتى كلان بود كه آذوقه و ما يحتاج ايشان از آن كشتيها مىرسيد . اتّفاقا ، چون كار بر اهل اسلام به جان رسيد از اطراف و جوانب مسلمانان هجوم آوردند و آن كشتيها را آتش زده بتمامها بسوختند . همچنين برجها و منجنيقها ، كه نصب كرده بودند ، همه را آتش زدند و قمص با سپاه خود روى به هزيمت نهاده به جانب ولايت خود رفت . و در اين سال ، قمص ديگر كه والى مدينهء رها بود به عزم تسخير مدينهء بيروت ، كه از اعمال سواحل شام است ، آمده آن شهر را مدّتى مديد محاصره نمود . آخر الأمر ، بعد از سعى و كوشش [ 316 ب ] بسيار چون ظفر نداشت خائب و خاسر از محاصرهء آن برخاسته به جانب رها رفت . در ماه رجب اين سال ، عساكر مصر به عزم تسخير ولايت عسقلان و انتزاع آن نواحى از فرنگيان ، عنان عزيمت به صوب آن ديار منعطف داشتند . چون امير الامراى فرنگيان آن سرحدّ ، تردديك كه صاحب بيت المقدّس بود ، بر اين حال اطلاع يافت با هفتصد سوار جرّار فرنگى متوجّه محاربهء مصريان گشت و در نواحى عسقلان تلاقى فريقين روى نمود و نايرهء جدال و قتال ، اشتعال گرفت . آخر الأمر ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم سپاه مصر وزيد و فرنگيان به ضرب شمشير مجاهدان فى سبيل اللّه راه عدم پيش گرفته به مستقر خود رفتند و تردديك در بيشه‌اى ، كه در آن ولايت بود ، مختفى گشت . اتّفاقا ، سپاه اسلام بعد از فتح نادانسته آتش به آن بيشه انداختند . تردديك مضطر مانده كار به جايى رسيد كه آتش بعضى از جسد او را بسوخت و او به آن حال نيم‌سوخته گريخته به جانب رمله رفت . مجاهدان اسلام از حال او خبر يافته به جانب رمله شتافتند . تردديك پيش از رسيدن ايشان به زىّ فقراى آن ديار درآمده به جانب فرنگستان رفت . در اين جنگ چندان غنايم به دست سپاه مصر افتاد كه محاسب وهم از شمارهء آن به عجز معترف بود .